#90 - به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل، که گر مُراد نیابم به قدر وُسع بکوشم:]

تو مکانیک کوانتوم چند تا دیدگاه وجود داره. مثل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ. اما یه دیدگاه دیگه هم وجود داره که فکر کنم بهش میگن دیدگاه "ندانم انگارانه".
دیدگاه ندانم انگارانه کلاً ایده ش اینه که من نمیتونم هیچ حرف قطعی ای درباره رفتار الکترونها اطراف هسته اتم بزنم چون نمیتونم آزمایشش کنم. پس کلاً بیخیالِ ماجرا میشم، اصلاً به من چه که الکترونای اطراف هسته چطوری حرکت میکنن؟؟
اون یکی دیدگاهی که همتون شنیدید همون عدم قطعیت هایزنبرگه. عدم قطعیت میگه ما نمیتونیم بگیم یه الکترون، تو یه زمان خاص، دقیقاً کجاست؛ ینی هیچوقت نمیتونیم بگیم الکترون کجای هسته ست! اما میتونیم پیش بینی کنیم که کجاها احتمال حضور الکترون بیشتره.

به نظرم زندگی هم همینطوریه. بعضیا ایده شون اینه که اصلاً معلوم نیست که تهش موفق بشم یا نه! پس تلاش هم نمیکنم!
ولی بعضیای دیگه میگن، مهم نیست موفق بشم یا نه، من میگردم و مسیرایی که توشون احتمال موفقیتم بیشتره رو پیدا میکنم و توشون قدم میذارم! اینطوری احتمال موفقیتم بهتر از دست به سینه نشستن و سر جای خودم موندنه!


پی نوشت: از آثارِ ارشدِ فیزیک خوندنِ "ب"!
عنوان: شعر سعدی:)
[The Moonwalker] [يكشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۳۳ ق.ظ]
Designed By Aylar          Script writing by Erfan Powered by Bayan