
به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.
خود به تنهایی دنیایی است عشق.
یا درست در میانش هستی، در آتشش؛
یا بیرونش هستی، در حسرتش…
- ملت عشق،نوشته ی اِلیف شافاک
پ. ن.: جالبه ک این کتابو دو ماه پیش خوندم و الان انقد دارم مواجِه میشم با واقعیت داشتن کلمه به کلمه ش.

دیشب رفتم احیا. بر خلاف دو شب قبلى. راستش من خیلى با این گریه زارى هاشون حال نمیکنم؛ همیشه معتقد بودم بجاى اینکه کار اشتباهتو انجام بدیو بعد سعى کنى با گریه ماس مالیش کنى، ولش کنى بهتره. فک کن خدا بخاطر اون اشتباهه تو رو نبخشیده. اینجورى بعدش بهتر عمل میکنى. بهتر ازینکه ته دلت قرص باشه ک شب احیا میرم دو قطه اشک میریزم بخشیده میشم و بهشت بر من واجب میشود و فلان. این روش حداقل رو من که خیلى بیشتر جواب داده تا اینجا. حالا کار نداریم.
دیشب، وقتى از بین جمعیت داشیتم میرفتیم سمت خونواده دختر خاله ى مامانم که جا گرفته بود برامون، چشمم افتاد به آدمایى که واسه احیا اومده بودن. همه جور آدمى بود. وقتى میگم همه جور، ینى همه جور!! پیرزنا و پیرمردایى که از سبکى باد میتونست ببردشون، یکم جوونترا با یکى دو تا بچه، جووناى بیست و چند ساله با هر نوع اعتقادى. بعضیا چادرى، بعضیا بد حجاب، بعضیا آرایش کرده، بعضیا نکرده. بعضیا تیپ رپرى (!) بعضیا هم ساده.
اون لحظه با خودم گفتم خدایا؛ اینا هرکدومشون یجورى بهت اعتقاد دارن؛ شاید مسلمون خفن نباشن؛ شاید نمازخون نباشن اما همشون یه ویژگى مشترک دارن
اینکه به تو اعتقاد دارن... به عنوان یه کسى که میشنودشون و امید دارن که جوابشونو بده. اجابتشون کنه...
من دیشب واسه احیا رفتن دلیل داشتم. اونم این بود که میخاستم واسه دو تا از دوستام دعا کنم. چون یه تحقیق روانشناسا هست که ثابت کرده آدما وقتى یه جمعیت بزرگى تشکیل میدن و هم زمان همشون به یه چیز فک میکنن، توجه زیادى از طرف کائنات جلب میکنن. منم میخاستم توو این جمعیت از خدا بخوام؛ که جوابمو بده...
دیشب خدا کنارم نشسته بود. بهش گفتم، در کوى نیک نامان، ما را گذر ندادند... گر تو نمیپسندى -جون مادرت- تغییر دِه قضا را...
و خدا لبخند زد... با اینکه چیزى بهم نگفت. حرفى نزد اما میدونم که فکراى خوبى داشت میکرد...:)
خلاصه که، با اینکه نون هنوز با پدر و مادرش مشکل داره
با اینکه اون یکى نون همچنان داره زیر بار مشکلاتش خورد میشه
اما... یجورایى میدونم الان حال جفتشون از دیروز بهتره:)

مث این میمونه که یکی ده متر جلو تر از تو تو دریا دست و پا بزنه
و تو شنا بلد نباشی:)
- اگه اعتقاد دارید، دعا کنید. نه برای من. واسه هرکی داره زیر مشکلاتش خورد میشه و حقش نیست.

هررچقد فکر میکنم نمیفهمم!
کاش اگه همچین تفکرات مزخرفى دارین تو اون جمجمه ى پوچتون، اگه اینقددددر احمقانه و درِ پیت فکر میکنید، کلاً مادر نشید:) یه انسانو بدبخت میکنید:))

خب، من الان دقیقاً 11 ساعت و 20دقیقه فرصت دارم که دوم دبیرستانی -یا به تعابیر دیگر، "دَهُمی"- باشم. از فردا سومی حساب میشم و باید مث یه سومی واسه المپیاد بخونم.
و قصد دارم تا جایی که میتونم ازش لذت ببرم. هرروز که آخرین روزِ دوم دبیرستان نمیشه، میشه؟:)
اینم آخرین روزِ دومی بودن (کلیک)
پی اس: قصد دارم یه حالی هم به قالب بدم :))



کمیته ى گرامى نجومِ باشگاه دانش پژوهان جوان و على الخصوص رئیس گرانقدر؛ جناب آقاى دکتر ممد تقى خاکیان!!
هرچى امسال از دستتون کشیدیم بسه،
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
کاش وا بدین و نتایج مرحله دو رو اعلام کنین
وا بدین و ما رو ازین بلاتکلیفى رها کنین.
اصلن شروع کردین تصحیح کنین؟! یا برگه هاى دوماه پیشِ مرحله دو همچنان داره گوشه کمد خاک میخوره؟!!!!


با زیباترین و پر ستاره ترین آسمونِ ممکن.:)



-
مهر ۱۴۰۱ ( ۲ )
-
مرداد ۱۴۰۱ ( ۲ )
-
تیر ۱۴۰۱ ( ۳ )
-
خرداد ۱۴۰۱ ( ۱ )
-
ارديبهشت ۱۴۰۱ ( ۱ )
-
فروردين ۱۴۰۱ ( ۲ )
-
اسفند ۱۴۰۰ ( ۱ )
-
بهمن ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
دی ۱۴۰۰ ( ۴ )
-
آذر ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
آبان ۱۴۰۰ ( ۴ )
-
مهر ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
شهریور ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
مرداد ۱۴۰۰ ( ۸ )
-
تیر ۱۴۰۰ ( ۳ )
-
خرداد ۱۴۰۰ ( ۴ )
-
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۲ )
-
فروردين ۱۴۰۰ ( ۷ )
-
اسفند ۱۳۹۹ ( ۳ )
-
بهمن ۱۳۹۹ ( ۴ )
-
دی ۱۳۹۹ ( ۴ )
-
آذر ۱۳۹۹ ( ۶ )
-
آبان ۱۳۹۹ ( ۲ )
-
مهر ۱۳۹۹ ( ۳ )
-
شهریور ۱۳۹۹ ( ۳ )
-
مرداد ۱۳۹۹ ( ۵ )
-
تیر ۱۳۹۹ ( ۵ )
-
خرداد ۱۳۹۹ ( ۴ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
-
فروردين ۱۳۹۹ ( ۱۰ )
-
اسفند ۱۳۹۸ ( ۶ )
-
بهمن ۱۳۹۸ ( ۱۴ )
-
دی ۱۳۹۸ ( ۱۴ )
-
آذر ۱۳۹۸ ( ۶ )
-
آبان ۱۳۹۸ ( ۸ )
-
مهر ۱۳۹۸ ( ۲ )
-
شهریور ۱۳۹۸ ( ۳ )
-
مرداد ۱۳۹۸ ( ۳ )
-
تیر ۱۳۹۸ ( ۸ )
-
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۵ )
-
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
-
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
-
بهمن ۱۳۹۷ ( ۵ )
-
دی ۱۳۹۷ ( ۱۱ )
-
آذر ۱۳۹۷ ( ۴ )
-
آبان ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
-
مهر ۱۳۹۷ ( ۸ )
-
شهریور ۱۳۹۷ ( ۱ )
-
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
-
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
-
خرداد ۱۳۹۷ ( ۴ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۵ )
-
فروردين ۱۳۹۷ ( ۲ )
-
اسفند ۱۳۹۶ ( ۱ )
-
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳ )
-
دی ۱۳۹۶ ( ۵ )
-
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
-
آبان ۱۳۹۶ ( ۵ )
-
مهر ۱۳۹۶ ( ۶ )
-
شهریور ۱۳۹۶ ( ۶ )
-
مرداد ۱۳۹۶ ( ۵ )
-
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
-
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۷ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۷ )
-
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
-
اسفند ۱۳۹۵ ( ۸ )
-
بهمن ۱۳۹۵ ( ۹ )
-
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
-
آذر ۱۳۹۵ ( ۷ )
-
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
-
مهر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
-
شهریور ۱۳۹۵ ( ۵ )
-
مرداد ۱۳۹۵ ( ۳ )
-
تیر ۱۳۹۵ ( ۱ )
-
خرداد ۱۳۹۵ ( ۵ )
-
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۲ )