#60 - ینى میخام بهت بگم ما تو مقیاس کیهانى فقط یه مشت گرد و خاک محسوب میشیم که بین کهکشونا پخشیم!!!

مورچه بودنمونو اون وقتى با تمام وجودم حس کردم که، داشتم فصل ٦ اخترفیزیکِ شومز و میخوندم، که درباره دنباله دارها بود. و تمام مدت هى بهشون میگفت اجرام کوچک، اجرام فسقلى! و کم جرم؛ که نیروى گرانشى که به هم وارد میکنن انقد کمه که میشه ازش صرف نظر کرد. ینى میخام بگم یه جورى بود که قشنگ حس میکردم قطر دنباله دارا نهایتن یکى دو متره!!!

بعد که اومدم سوال حل کنم و به شعاع دنباله دار نیاز داشتم، رفتم پیوستاى ته کتابو دیدم.

شعاع دنباله دارو زده بود حداقل ده کیلومتر =))

ینى اگه یکى از اون "اجرام فسقلى" یه وخت بخورن به زمین؛ نصف یه شهر به مساحت تهرانو لَِه میکنن =))


یا اون وقتى که "ب" داشت کیهان شناسى درس میداد و گفت، کلِ عالمو میشه با تقریب خوبى تخت در نظر گرفت؛ بعد من گفتم پس این همه ستاره و سیاره و اینا عالَمو یه ذره م ناهموار اش نمیکنن؟ و جواب داد،  عالم مث یه صفحه صاف که یکمى روش غبار نشسته!!!  و تو مقیاسِ عالم، میشه از جرم و حجم بعضى ستاره ها ام صرف نظر کرد چه برسه به سیاره ها!!!


جدى جدى؛

چرا ما انقد ریزیم و خودمون حالیمون نیست؛ و تازه خودمونو خیلى بزرگ و خفن و اینا میدونیم؟!! چرا فک میکنیم اگه خودمون یه وقتى ناراحتیم و دلمون گرفته هیشکى دیگه نباید شاد باشه، میریم عقده هامونو رو بقیه خالى میکنیم؟؟؟

ما فقط یه مشت غباااریم... غبار!!!

[The Moonwalker] [چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۵۴ ق.ظ]
Designed By Aylar          Script writing by Erfan Powered by Bayan